سلام سلامی پر از غم و اندوه
که نگران تو تو تو تو ............
خدا مرا بکشه که تو اینقدر سختی نکشی.
وقتی نمی نویسی و اینطور سکوت می کنی قلبم می خواهد از جا در بیاید
نمی دانم چه به سرت آورده؟ چی برتو گذشته؟( چه می خواهد بکند که نکرده؟)
فقط می دانم که چیزی جز غصه تنهایی تو را ندارم
سکوتت برایم خیلی سخت است. می دونم که این سکوت نشون می ده
که خیلی بهت سخت می گذره و تحت فشاری اما کمی بگو تا خالی شوی.
حال اگر ننوشتی بعدا برام بنویس شاید راهی پیدا شد و خواندم
و اگر بخوانم اگر به یک کلمه هم شده می نویسم که خواندم.
باز این سال نو را به بهترینم و عزیزم تبریک می گویم .
انشاءالله که صدها سال سایه ات بر سرم باشد و سالم و سلامت باشی.
جانم امروز روز تولد تو و من است، که انگار ناف من و تو را باغم برداشتند.
کمی در این باره برات نوشتم:
به دنیا آمدی تا دنیای من شوی
چه لطیف است حس آغازی دوباره
چه زیباست رسیدن دوباره به روز آغاز تنفس
چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودن
چه اندازه شیرین است امروز...روز میلاد...
روزتو...روزی که تو آغاز شدی.
بله امروز روز اول فروردین روز تولد بهترینم مبارک باد.
ای بهترین من تولدت مبارک.
بهترین وقشنگترین آواز زندگیم تپش قلب توست وبهترین روز زندگیم روز تولدت
روز تولد تومیلاد عشق پاکه
برای شکر این روز پیشونیم به خاکه
من سرسپرده هستم تا مرز دل سپردن
بایک اشاره ی توحاضر برای مردن
تولد تو تولد همه خوبی هاست
تولد تو آغازیست برا یه دنیا مهربانی
تولد گذشت تولد همه پاکی ها
تولد احساس-تولد دوست داشتن
تولد امید ... تولد آرامش... تولد یک فرشته... تولد یک زیبایی
تولد یک انسان به تمام معنا
تولد روزهای قشنگ
تمام واژه ها برای توصیف خوبی های توحقیرند
اگه شكلات بودی شیرین ترین بودی ،
اگه عروسك بودی بغلی ترین بودی ،
اگه ستاره بودی روشن ترین بودی
روز تولدت مبارك . . . عزیزم
تولد تو اغازیست برای یه دنیا مهربانی
تولد همه خوبیهاست
تولد تمام زیباییهای زندگی
امروز روز توست
امروز برایت زیباترین گلهای دنیا را خواهم آورد
هر چند تو مهربانتر از همه آنهایی
همیشه به قداست چشمان تو ایمان دارم
چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی را بزاید؟
فرشته ای فقط در قالب یك انسان !
فقط ساده می توانم بگویم :
عزیزم تولدت مبارك
چو گل سراپا نشاط و شوری تولدت مبارک، تولدت مبارک
بهار عشقی، پر از سروری تولدت مبارک، تولدت مبارک
از هر خزان و بلایی به دوری تولدت مبارک، تولدت مبارک
گل و سنبل من لاله و آلاله من تولدت مبارک، تولدت مبارک
گل یاسی ای رخ نوساله من تولدت مبارک، تولدت مبارک
گل گلدان من، تویی جان من تولدت مبارک، تولدت مبارک
غنچه بهارم، سرو خرامان من تولدت مبارک، تولدت مبارک
روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو
كاشكي مي شد كه جون مو هديه بدم براي تو
درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم
بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم
ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم
از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم
من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون
چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون
به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم
هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم
تو غمهات فوت بكني و منم ستاره بيارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم
كهكشونو ستاره هاش دريا و موج و ماهياش
بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس و ميخک
بال فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک
عاشقت و يه قلب بي قرار و کوچک
فقط مي خوان بهت بگن
عزيز من تولدت مبارك
برای روز میلادت من آشفته رو تنها نذاری
برای دیدن باغ نگاهت میون پیکر شب ها نذاری
همه تنهایی ها با من رفیقن، منو در حسرت عشقت نذاری
برای روز میلادت منو دور از دل و دیدت نذاری
دلم دلتنگه و مهر تو میخواد، دلم رو در پی غمها نذاری
میام تنها توی قلبت می نشینم، من جانذاری
عزیزم جشن میلادت مبارک منو اون سوی جشن دل نذاری
عزیزم با توقلب من خوشبخترین قلب دنیاست،
باتو دنیا برایم همان بهشت است!
بهترینم دوستت دارم چونکه توانستی قلب کوچک وعاشق مرا از آن خود کنی
چونکه تمام وجود من تو را فریاد می زنند.
میخواهم این بار با فریاد با چشمهای گریان باقلبی
سرشار ازعشق،بااراده وبااحساسی پر ازدوست داشتن بگویم که
دوستت دارم تا همه ی عاشقان دنیا فریاد مرا بشنوند وشرمنده شوند...
من قلب کوچکم را در زرورق طلایی عشق میپیچم وبه دست قاصدی سوار بر
اسب سپید سرنوشت به سوی تو روانه میکنم قلبم کوچه های عشق راطی کرد
تابه جاده ی مهرتو رسید درسرازیری وفا به سوی تو آمدآنگاه بر دستهای
زیبای تو بوسه نهاد...کتاب قلبم را گشودی ودر صفحه ی آن دنبال صمیمیت
گشتی ناگاه در سطر آخر آن خیره ماندی وقلبم پاسخ داد:
عزیزترینم دوستت دارم
نمیدانم مسافرکدام غروبم وبا این همه بدبختی به کی پناه ببرم
که این چنین خواسته هایم بوی ناامیدی میدهد وقتی از میان
باغهای انتظارم میگذرم درختان امیدم سربه زیرمی اندازند وبه
غروبم میخندند حتی شب هم ستارگانش را به غروبم میخواند.
شاید نمیدانی دیشب ستاره ای درآسمان ندیدم.آری ستاره ام را
از من گرفته اند ومن هر روز جایش را ازسکوت آسمان می پرسم.
با روح و جان خسته راهی شدم به دنیا
از بدو آفرینش ، خسته دل و چه تنها
من آمدم به عالم با لطف ربّ هستی
قلبم که پاره پاره ، تنها پناه غمها
این چند سال عمرم با سرعت و غمین رفت
آنچه بمانده با من یک قلب پر تمنّا
عمری دلم به بازی ، عمری اسیر..
این روزگار باقی باشد به نام تو
مضطر ز هر دو عالم ، عاشق به زلف یارم
کی می شود بمیرم فارغ ز بند غمها
امّا سرم به سجده از بهر شکر نعمتها
صدای ناله آید ز عمق تار و پودم
که غم شده دوباره سراسر وجودم
نوای تو همیشه به عمق جسم و جانم
دمد نشاط جان را به صورت کبودم
سحرگه و شبانگاه ، دلم به یاد توست
امید من بر تو بود درودم
صدای پر امید تو همیشه در گوشم
که می شود دوباره صدایت سرودم
نمیدانم مسافرکدام غروبم وبا این همه بدبختی به کی پناه ببرم
که این چنین خواسته هایم بوی ناامیدی میدهد وقتی از میان
باغهای انتظارم میگذرم درختان امیدم سربه زیرمی اندازند وبه
غروبم میخندند حتی شب هم ستارگانش را به غروبم میخواند.
شاید نمیدانی دیشب ستاره ای درآسمان ندیدم.آری ستاره ام را
از من گرفته اند ومن هر روز جایش را ازسکوت آسمان می پرسم.
خنده هايت شادی بخش روحم
سلامتيت آرامش وجودم
دعایت اميدحیاتم
پس برایم دعا کن
عزیزم سعی کن سوره های مسبحات را هر شب فراموش نکنی همراه با سوره واقعه در طول سال
این مدتی که او نیست سعی کن مسائل معنوی را استفاده کنی
خانه تنها نمانی اطرافیان نگذارند تا نیمه شبها بروند بیرون تو تنها بمانی.
در این مدت سر قبر آقات بیشتر برو.
خیلی خیلی مواظب خودت باش مواظب خودت باش.
خدایا به حق عزیزترینت عزیزم را نگهدار.
التماس دعا